![]() |
![]() |
|
| برگها در انتهای زوال می افتند و میوه ها در نهایت کمال،بنگر که چگونه می افتی!! |
|
بيا اين بار بي مقدمه بخشي از دست نوشته هاي نادر ابراهيمي را با هم زمزمه كنيم: "اين را پيش از ما بسيار گفتهاند، باور کن! هرکس که کاري ميکند، هر قدر هم کوچک، در معرض خشم کسانيست که کاري نميکنند. هر کس که چيزي را ميسازد - حتي لانه ي فرو ريختهي يک جفت قمري را- منفور همهي کسانيست که اهل ساختن نيستند. و هر کس که چيزي را تغيير ميدهد - فقط به قدر جابه جا کردن يک گلدان، که گياه درون آن، ممکن است در سايه بپوسد و بميرد ـ بايد در انتظار سنگباران همهي کساني باشد که عاشق توقفاند و ايستايي و سکون. ... و بيش از اينها، انسان، حتي اگر "حضور" داشته باشد و بر اين حضور مصر باشد؛ ناگزير، تير تنگنظريهاي کساني که عدم حضور خود را احساس ميکنند، و تربيت، ايشان را اسير رذالت ساخته، به او ميخورد." |
|
+ نوشته شده در
سی ام آبان 1387ساعت توسط پندار |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
خدای خوب من! دور کن مرا از عقلی که نمی گرید، فلسفه ای که نمی خندد و غروری که در برابر معصومیت زانو نمی زند!!
|
| نوشته های پیشین |
|
اسفند 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 |
|
RSS
|