تبليغاتX
پندار
برگها در انتهای زوال می افتند و میوه ها در نهایت کمال،بنگر که چگونه می افتی!!

 

اين روزها كه به اندك بهانه اي، بساط رنگينك فروشي –افتخارات من درآوردي!- مسئولين استاني پهن مي شود، بد نيست كه يادي هم از ناكامي هاي بي بديل شان در اجراي پروژه هاي كلان و زير ساختي نماييم كه به دليل عدم درايت هاي كافي، زمينه ساز بسياري از نابساماني هاي اجتماعي شده است.

 

با نگاهي اجمالي بر رويكرد يكساله مديران استاني در ارگان هاي مسئوليتي و پالايش و تطابق برنامه ها با هزينه ها، آنچه كه بيش از هرچيز نمود مي يابد و به چشم مي آيد پيامدهاي نه چندان مطلوب سوء مديريت در پيشبرد اهداف كلان و تعريف شده است كه خود ناشي از اتخاذ تصميمات خلق الساعه و فقدان رويكرد علمي در عملكرد مسئولين استاني است.

 

در اين راستا، اما، نبايستي از اثرات نامطلوب بي تجربگي، خودمحوري و ماجراجويي مديران در ناكامي پروژه هاي اجرايي غافل بود، چرا كه زمينه ساز حركت هاي حساب نشده اي مي شود كه به نابساماني هاي اجتماعي وسعت مي بخشد.

 

بي شك تصويب و اجراي پروژه هاي پيشنهادي، علاوه بر نگاهي نظام مند و سيستماتيك، نيازمند برآورد و برنامه ريزي و تبيين مناسب اولويت هايي است كه بدون آن نمي توان به شعار فرداي سازنده و بالنده اميد داشت.

 

در حقيقت تصميمات مديريتي به جاي تكيه بر تئوري پردازي، بايستي مبتني بر چارچوبي منسجم و كارآمد، برخاسته از اقتضائات اجتماعي باشد، تا علاوه بر پيش بيني چالش هاي پيش رو، در راستاي هموارسازي مشكلات كنوني جامعه گام بردارد.

 

و در حال حاضر حقيقت هرچه باشد، انعكاس بيروني عملكرد مسئولين خبر از حساسيت هاي لازم در اين عرصه را نمي دهد....

+ نوشته شده در  هفتم خرداد 1387ساعت   توسط پندار |