تبليغاتX
پندار
برگها در انتهای زوال می افتند و میوه ها در نهایت کمال،بنگر که چگونه می افتی!!

 

هرازچندگاهي با شروع بحث رقابت هاي انتخاباتي در كشور، جمعي از تندروهاي سياسي با نوعي فرافكني و جنگ رواني، سعي در برهم زدن آرامش رواني مردم و مخدوش نمودن افكار عمومي به نفع جناح خود مي كنند.

 

بدون شك اين اقدامات نسنجيده و شتاب زده علاوه بر بازخوردهاي تند اجتماعي، تبعات سنگيني را نيز براي فرداي جامعه در پي خواهد داشت.

 

در حقیقت براي بقاي فرهنگ و هويت هر كشور بايستي فعالان سياسي آن فارغ از جناح بندي ها و اغراض سياسي و شخصي، به تحكيم پايه هاي اصولي جامعه و تبيين مناسب پارادايم هاي فكري حاكم بر آن بپردازند.

و با رفتاري منطقي و آگاهانه به جاي واكنش به نظرات و انتقادات پيش رو، در راستاي تعديل اختلافات جناحي و سياسي گام بردارند.

 

در اين راستا اما، رسانه هاي ملي هر كشور نيز بايستي با يادآوري رسالت اجتماعي خود مبني بر لزوم آگاهي بخشي اصولي به آحاد ملت، از حاشيه نگاري ها و انعكاس برخوردهاي فردي و بي اخلاقي هاي سياسيِ كه زمينه ساز تنش در افكار عمومي و جريان سازي هاي بي اساس مي شود، دوري كنند، چرا كه در وضع كنوني اخبار بالقوه مي تواند نقش تعيين كننده اي در افزايش امنيت جامعه ايفا نمايد.

 

و خلاصه آنکه بیایید به ياد داشته باشیم كه " با سنگ تراشي و سنگر تراشي! نمي توان به شعار فرداي سازنده و بالنده اميد داشت "

+ نوشته شده در  بیست و پنجم خرداد 1387ساعت   توسط پندار | 

 

اين روزها كه به اندك بهانه اي، بساط رنگينك فروشي –افتخارات من درآوردي!- مسئولين استاني پهن مي شود، بد نيست كه يادي هم از ناكامي هاي بي بديل شان در اجراي پروژه هاي كلان و زير ساختي نماييم كه به دليل عدم درايت هاي كافي، زمينه ساز بسياري از نابساماني هاي اجتماعي شده است.

 

با نگاهي اجمالي بر رويكرد يكساله مديران استاني در ارگان هاي مسئوليتي و پالايش و تطابق برنامه ها با هزينه ها، آنچه كه بيش از هرچيز نمود مي يابد و به چشم مي آيد پيامدهاي نه چندان مطلوب سوء مديريت در پيشبرد اهداف كلان و تعريف شده است كه خود ناشي از اتخاذ تصميمات خلق الساعه و فقدان رويكرد علمي در عملكرد مسئولين استاني است.

 

در اين راستا، اما، نبايستي از اثرات نامطلوب بي تجربگي، خودمحوري و ماجراجويي مديران در ناكامي پروژه هاي اجرايي غافل بود، چرا كه زمينه ساز حركت هاي حساب نشده اي مي شود كه به نابساماني هاي اجتماعي وسعت مي بخشد.

 

بي شك تصويب و اجراي پروژه هاي پيشنهادي، علاوه بر نگاهي نظام مند و سيستماتيك، نيازمند برآورد و برنامه ريزي و تبيين مناسب اولويت هايي است كه بدون آن نمي توان به شعار فرداي سازنده و بالنده اميد داشت.

 

در حقيقت تصميمات مديريتي به جاي تكيه بر تئوري پردازي، بايستي مبتني بر چارچوبي منسجم و كارآمد، برخاسته از اقتضائات اجتماعي باشد، تا علاوه بر پيش بيني چالش هاي پيش رو، در راستاي هموارسازي مشكلات كنوني جامعه گام بردارد.

 

و در حال حاضر حقيقت هرچه باشد، انعكاس بيروني عملكرد مسئولين خبر از حساسيت هاي لازم در اين عرصه را نمي دهد....

+ نوشته شده در  هفتم خرداد 1387ساعت   توسط پندار |