تبليغاتX
پندار
برگها در انتهای زوال می افتند و میوه ها در نهایت کمال،بنگر که چگونه می افتی!!
 

اين روزها كه مي گذرد به دليل نبود سازوكارهاي عملياتي در كشور، نخبگان ايراني، به استعدادهاي هرز رفته اي مي مانند كه براي اثبات توانايي هاي خود، بيش از هرچيز نيازمند حمايت هاي اصولي مسئولين هستند.

 

بي شك تراژدي امروز نخبگان، مستند اسفناكي است كه براي جلوگيري از اكران صدباره! آن، هيچ دورنماي روشني مشاهده نمي شود.

 

و حقيقت آن است كه تنها هرازچند گاهي با برگزاري جشنواره هاي كذايي علمي! در كشور زمينه شناخت و ظهور خلاقيت ها و شكوفايي استعدادهاي نهفته در ايران فراهم مي شود و ديگر هيچ!

 

باقي ماندن در سطح افتخارات معنوي! و عدم حمايت هاي مادي! همراه با واكنش هاي عجولانه مسئولين –كه از بارزترين نتايج رقابت هاي رنگارنگ داخلي است- علاوه بر كاشتن بذر بغض و حسرت در باغچه استعداد نخبگان و اعطاي كليد برنده به بيگانگان دست به جيب، تبعات سنگين اجتماعي را نيز براي فرداي جامعه در پي خواهد داشت.

 

متوليان علم پرور! بياييد به ياد داشته باشيم كه براي بي سرپناهي نخبگان ايراني، نيازي به حمايت هاي مشمئزكننده شعاري نيست، و ديگر وقت آن است كه با ايجاد سازوكارهاي عملياتي براي به بار نشستن تراوشات فكري و علمي آنها – كه حاصل سالها هزينه و فكر و خلاقيت است- گام هاي بلندتري برداريم.

 

و يادمان باشد كه" تاريخ فرداي ايران، بازتابي از روايت جاري عملكرد امروز ماست".

+ نوشته شده در  هفدهم اردیبهشت 1387ساعت   توسط پندار | 

 

 

اين روزها كه مي گذرد فضاي حاكم بر فرهنگ رفتاري مردم اين ديار، روايت جاري تنگ نظري و كوچك انديشي است كه بيش از همه روح مي سايد و زخم به تن ذهن مي اندازد.

 

در حقيقت بسياري از نابساماني هاي امروز جامعه، بازتابي است از حاكميت مطلق تمايلات نفساني – همچون خودخواهي و خودبزرگ بيني – بر رفتارهاي انساني، كه چنانچه با نيروي اراده مهار نگردد تبعات سنگيني را براي جوامع بشري در پي خواهد داشت.

 

و بدون شك بهبود وضع موجود علاوه بر احساس ناخشنودي مستلزم بازنگري در بسياري از حوزه هاي فردي و اجتماعي است كه بايستي با آگاهي و حساسيت در راستاي رد تفكرات نادرست حاكم بر جامعه و القاي مفاهيم والاي انساني و اخلاقي در آن گام برداشت.

 

مردم شهر خوبان! بيائيد با دوري جستن از جمود انديشه و اصلاح فرهنگ پنهان حاكم بر ضمير و ذهنمان –به جاي همسويي با جريانات نادرست فرهنگي و ناديده گرفتن شعور و حقوق عمومي- مانع از انحطاط و كجروي اجتماع شويم.

 

و يادمان باشد كه " همت اگر سلسله جنبان شود/ مور تواند كه سليمان شود"

+ نوشته شده در  بیست و ششم فروردین 1387ساعت   توسط پندار | 
 

در گيرودار روزمرگي هاي روزگار، بهانه ها، فرصت هاي نابي هستند براي ايجاد تحولات بنيادي و ريشه اي در بسياري از حوزه هاي فردي و اجتماعي.

 

و آيين نمادين نوروز آغازي است براي تفكري دوباره، فرصتي براي كنكاش در بسياري از حوزه هاي شخصيتي و اصلاح رسومات ارتجاعي و من درآوردي!

 

بي شك اين روزها تقويت سنت هاي صحيح و انكار و رد تفكرات نادرست حاكم بر جامعه علاوه بر آنكه با اصلاح فرهنگ پنهان حاكم بر ضمير و ذهنمان، مانع از انحطاط و كجروي اجتماع مي شود، زمينه رشد و بالندگي آن را نيز فراهم خواهد نمود.

 

و حقيقت آن است كه براي ارتقا سطح آگاهي آحاد ملت و آشنايي آنها با تعاملات اجتماعي – كه از مهمترين نشانه هاي روشنفكري در عصر حاضر است- بيش از هر چيز نيازمند انتخاب مسير صحيح و شناخت الگوهاي ارزشمند فرهنگي هستيم كه بايستي با حساسيت و توجه دقيق به وضع موجود در راستاي انتخاب و معرفي آنها همت گمارد.

 

درهرحال آنچه كه بيش از هرچيز باعث عدم شكوفايي استعدادها و رشد خلاقيت ها و در نتيجه بروز بسياري از نابساماني هاي اجتماعي مي شود، نگه داشتن تفكر در پستوخانه هاي نفساني و تلاش براي رد انديشه هاي اصيل است كه چنانچه با نيروي اراده مهار نگردد، تبعات سنگيني را براي جوامع انساني در پي خواهد داشت.

 

ولي چنانچه اراده مان سست گرديد، يادمان باشد كه " از طلايه داري آستان نفساني، چيزي عايدمان نمي شود" و " تا هميني كه هستيم، هستيم، همين است كه هست"

+ نوشته شده در  دوم فروردین 1387ساعت   توسط پندار | 
 

اين روزها كه زمزمه ي "مهندسي فرهنگي" نُقل محافل فرهنگ شناسان! استان شده است و بسياري بي هيچ پيشينه ذهني و علمي من باب فرهنگ و تمدن يزد افاضات مي كنند، بد نيست كه يادي هم از شاهكارهاي بي بديل شان در حوزه رسانه هاي ملي نمايند.

 

بي شك در عصري كه بسياري از جوامع بشري درگير مشكلات فرهنگي و مسائل مرتبط با آن هستند، بايستي هنر رسانه هاي سمعي و بصري هر كشور آن باشد كه به طور غيرمستقيم و با القا مفاهيم اجتماعي و انساني به مخاطب، در جهت حفظ فرهنگ و ارزش هاي اخلاقي آن جامعه گام بردارد.

 

و حقيقت آن است كه با راه اندازي شبكه هاي استاني در ايران، اين فرصت براي ظهور خلاقيت و شكوفايي استعدادهاي نهفته در خرده شهرهاي كشور فراهم شد و اميدها براي بهبود كيفيت برنامه ها در سايه تغيير نگرش هاي بنيادي و ريشه اي در حوزه رسانه هاي شهرستاني قوت گرفت.

 

در اين راستا، اما، رسانه هاي سمعي و بصري استان يزد آنچنان كه بايد موفق نبوده و نيستند و از ديد عموم همشهريان بسياري از برنامه هاي ارائه شده توسط آنها جذاب و درخور فرهنگ يزد و يزدي ها نيست، چرا كه مسابقات از رونق افتاده و تبليغات مضحك و مجريان "انشاءخوان" !!شايد در عصر هجر و قجر! شگفتي آفرين و شاهكار بودند، ولي امروز ديگر جذابيت هاي لازم را براي مخاطب هوشيار و تيزبين ندارند.

 

و در اين بين روشن نيست كه مسئولين فرهنگي استان با نوشتن و تائيد فيلمنامه هاي بي هدف و لوكيشن هاي تجملاتي و هنرنمايان هزار لهجه- التقاطي و من درآوردي و جالبناك!!- سعي در برآورده سازي كدام انتظار مخاطب را دارند.

 

فرهنگ شناسان يزدي! بيائيد با دوري جستن از جمود انديشه و استقبال از طرح هاي نوين و مطابق با پيشينه درخشان يزد، در راستاي حفظ و انعكاس فرهنگ غني و انديشه هاي اصيل استان گام برداريم.

 

و يادمان باشد كه " رسانه عرصه آزمون و خطا نيست ، هميشه اين بهترين ها هستند كه غربال مي شوند و مي بالند"

+ نوشته شده در  یکم اسفند 1386ساعت   توسط پندار | 

 

چندي است كه گرايش افراطي صاحبان روزي نامه ها به جنبه هاي اقتصادي باعث گرديده است كه خيز رنگين نامه ها براي گرفتن حق التبليغ!! از اين و آن! شتاب بيشتري گيرد.

 

تا جاييكه امروز و در آستانه هشتمين دوره انتخابات مجلس شوراي اسلامي، در حركتي هدفمند – و خارج از چارچوب قانون- اقدام به درج اطلاعات و تبليغات كانديداها در قالب گزارش و خبرنامه! و به نوعي رپرتاژ آگهي كلاسيك! و بزرگنمايي هاي بي پايه و اساس نمايند.

 

بي شك درج متون طولاني و خالي از جذابيت هاي لازم براي مخاطب – جدا از همسويي با جريانات سياسي و جهت گيري هاي حزبي- نه تنها كوچكترين كمكي به هدفهاي كانديداها و اعتلاي فرهنگ اجتماعي و برآورده سازي انتظار مخاطبان نمي كند، بلكه رنجنامه اي براي قلم و اطلاع رساني استان نيز خواهد بود.

 

در حقيقت نبود نظارتي قدرتمند بر عملكرد روزي نامه ها و نيز "شتابزدگي" و " منفعت طلبي" برخي از مسئولين فرهنگي استان، زمينه را براي ورود گسترده رنگين نامه هاي بي محتوا به عرصه اجتماع فراهم نموده است كه امروز به جاي انعكاس فرهنگ غني و انديشه هاي اصيل اجتماعي، با تجاوز به قانون و ناديده گرفتن شعور و آگاهي عمومي، در جستجوي نام و نان اند و كوچكترين توجهي به خواست و نياز مخاطب نمي كنند.

 

قلم بدستان يزدي! بيائيد به حرمت قلم و انديشه، به جاي تومارسازي هاي رنگارنگ و هيجانات موضعي، با حساسيت و آگاهي و توجه دقيق به وضع موجود راهي براي فرار از برزخ فرهنگي استان پيدا كنيم.

 

و يادمان باشد كه " جامعه سالم، مطبوعات سالم و خبرنگار آگاه مي خواهد"

+ نوشته شده در  دهم بهمن 1386ساعت   توسط پندار | 

 

اين روزها كه مي گذرد بدليل نبود نظارتي قدرتمند، رياستي مقتدر و فراستي كارآ در آموزش و پرورش استان يزد، اين سازمان بيشتر به مثابه گوشت قرباني مي ماند تا مهد فرهنگ و دانش براي بشريت!!

 

كه بي شك بخش عظيمي از اين شاهكار بي بديل مديون و مرهون قافله سياه منفعت طلبان بي مسئوليتي است كه بدون شايستگي و داشتن توانايي سازماني، در جستجوي نام و نان اند و سالهاست كه محكم و سفت و سنگين مواضع و سنگرهاي اين سازمان را تصرف و تسخير كرده اند.

 

امروز مدعياني كه با ناديده گرفتن "شعور مردم "شعار"ما بي نظيريم" سر مي دهند و به صدقه سري چهارده سال صدرنشيني دانش آموزان يزدي در كنكور سراسري فخر مي فروشند و همت دانش آموزان- نااميد از نظام آموزشي- و تلاش و دلسوزي خانواده ها- ي اميدوار به تحولات تربيتي- را ناديده مي گيرند، چرا از آمارهاي تاسف انگيز ديگر خبر نمي دهند؟! از اينكه دانش آموزان يزدي در محيط اجتماعي منزوي ترين افراد جامعه اند و از ايجاد ارتباط اجتماعي ناتوان! از بيشترين درصد افسردگي هاي استان كه ريشه در دوران تحصيلي دارد و يا از بيشترين ناكامي هاي دانش آموزان در پذيرش مسئوليت هاي اجتماعي و...

 

شايد چون خوب مي دانند كه تعليم و تربيت را سرسري انگاشتند و پايه هاي پرورشي جامعه را سست پي ريزي كردند، چيزي نگفته و نمي گويند و نخواهند گفت!!

 

مسئولين "شهر خوبان"!! بدانيد كه امروز كوتاهي در مسير آموزشي فرزندانمان هرگز قابل بخشش نيست، همچنانكه سپردن مسئوليت هاي سازماني به افراد كم توان و خالي از انديشه هاي علمي و توان اجرايي پذيرفتني نيست و تعلل امروز شما تبعات گوناگون و ناهنجاري هاي مختلفي را بر جا خواهد گذاشت.

 

و ديگر وقت آن است كه با خروج به هنگام از موج توهم و كنار گذاشتن شعارها و توجه دقيق به وضع موجود، راهي براي فرار از برزخ فرهنگي استان پيدا كنيد.

 

و يادتان باشد كه "فرهنگ در پوشش و گفتار نيست، در كردار و پندار است!!"

+ نوشته شده در  بیست و دوم دی 1386ساعت   توسط پندار | 

 

چندي پيش كه قطار بي فرمان استانداري! به عاصي سپرده شد، براي هزارمين دفعه طوفان تغييرات سليقه اي، جناحي و اتوبوسي! يزد را زيرورو كرد، طوفاني كه هنوز هم تبعاتش پابرجاست.

 

حال اگر بپذيريم كه دكتر عاصي انسان شريف و ارزشمندي بوده است كه علي رغم ميل باطني و آگاهي از عدم توانايي مديريتي و صرفا بر اثر فشار برخي "برادران"! بر صندلي استانداري تكيه زد و اگر باور كنيم كه انتصاب مديران قبلي استان بنا به دلايلي بوده است كه عاصي كمترين نقش را در آن داشت، لاجرم بايد بدانيم كه برخي از اين تغييرات آسيبهاي جدي را به بدنه حوزه هاي استان وارد كرده است كه البته زياد هم مستبعد و دور از ذهن نيست كه در آينده نه چندان دور مجددا چنين طوفاني وزيدن گيرد.

 

امروز اما، در كنار شاهكارهاي رنگارنگ! مسئولين استان، خبر از انتصاب مديران و روساي نظامي! به گوش مي رسد. چنانكه گويا اينبار استاندار جديد در تلاش براي تكرار سريال! ايجاد تغييرات گسترده در سطوح مديريتي با ناديده گرفتن پتانسيل هاي موجود در هر سازمان، با تمام قوا! سعي در انتصاب همكاران سابق و مورد اعتماد خود براي تصرف صندلي هاي.... دارد.

 

انتخاب فرماندار(يزد و طبس و مهريز)، مديركل تربيت بدني، مشاور عالي استانداري، مديركل حوزه استانداري، رئيس شوراي شهر و...از ميان نيروهاي نظامي، تشكيل كميته پدافند غيرعامل در استانداري، تعيين مديران سازماني با اعلام اولويت براي "برادران" حضوريافته در جبهه و...تنها گوشه اي از شاهكارهاي انتصاباتي استاندار جديد است.

 

آقاي استاندار! بيائيد به ياد داشته باشيم كه هر سازمان با توجه به موقعيتي كه در كشور دارد و حجم پرسنل و تعداد مخاطبانش،نياز به سكانداري بزرگ و آشنا به تعاملات اداري و مديريتي دارد كه اميدواريم تغييرات امروز شما منجر به تكرار تجربه نه چندان شيرين چندي پيش نشود و مبادا! مبادا! مبادا! كه اينبار تاريخ تكرار شود!؟
+ نوشته شده در  سی ام آذر 1386ساعت   توسط پندار | 

 

در هنگامه اي كه بسياري از جوانان يزدي بيكار و درگير مشكلات بيكاري و مسائل مرتبط با آن هستند و در عصر قسط و قبض و گراني، به مدد «بي مسئوليتي»،«سودجويي» و «مصلحت انديشي»!! بعضي از مسئولين استان، افاغنه و اتباع بيگانه رشد و پيشرفت زيادي كرده اند و امروز علاوه بر تسخير مشاغل خرد و زير ساختي، به فعاليتهاي كلان و تخصصي و تجاري نيز مي پردازند.

 

بي شك حضور و عملكرد افاغنه در كشور علاوه بر مشكلات و تبعات امنيتي و جمعيتي، ضربات سنگيني را به بدنه فرهنگ و اقتصاد ايران وارد كرده است و خواهد كرد.

 

حال بر چه اصول و قاعده و مبنايي است كه استادكاران افغاني! از پروژه هاي انبوه سازان يزدي گرفته تا بارفروشي در ميدان تره بار!! را در تصرف خود گرفته اند؟!

 

هرچند گويا در ميان بي تفاوتي مسئولين "شهرخوبان"! و به دور از نظارت و كنترلي قدرتمند، برادران افغاني مان! در جستجوي نام و نان اند و ميلي به بازگشت ندارند! ولي آيا ديگر وقت آن نرسيده است كه به اين خواب خرگوشيمان پايان دهيم؟

+ نوشته شده در  هجدهم آذر 1386ساعت   توسط پندار | 

 

هراز چندگاهي با شدت گرفتن و عود كردن بيماري آذريزدي و انتقال و بستري شدن او در بيمارستان، يكدفعه انگار همه به خاطر مي آورند كه او زنده است، كه نفس مي كشد. واين مي شود سوژه داغ روزي نامه ها!! مجلات و وبلاگ ها، اما تا حادثه بعدي انگار دوباره همان آش مي شود و همان كاسه!؟

 

مهدي آذر يزدي براي نسل ما كه با "قصه هاي خوب براي بچه هاي خوب"اش بزرگ شديم، همان باباي خوب قصه گوست كه هرشب ما را با خودش به دنياي قصه و داستان و مثل مي برد و بذر تفكر و انديشه را در ذهن كوچكمان پرورش مي داد.

 

امروز اما، بچه هاي خوب شهر يزد ديگر قصه خوب نمي خوانند!؟ تام وجري و پلنگ صورتي و پسر شجاع مي بينند و در كانون و مهدكودك ها زير نظر مربيان كودك شناس!! تربيت مي شوند و با برنامه هاي آموزشي!! شبكه تابان پرورش مي يابند!

 

آن سوي داستان اما چيز بهتري است !!حالا اگر بيايي و ببيني درهمين شهرخوبمان كه شناسنامه هركوچه و خيابان و بلوارش به نام فلان و فلاني ها سند خورده است،ولي كتابخانه و فرهنگسرا و مدرسه و كتابفروشي و انتشارات و كانون ومجمع و بنيادي نيست كه تابلو آن به نام آذر يزدي باشد! از خود نمي پرسي  كه آخر فرهنگ و هنر و انديشه كجاي آن را گرفته است؟

 

و اين يعني همان فاجعه براي شهري كه استاندارش ملاك انتخاب مديرانش را حضور در جبهه اعلام مي كند؟!و متوليان فرهنگيش مي شوند ديپلمه هاي بسيجي!

 

و اما بعد؛

هرچند امروز قصه هاي خوب را فراموش كرده ايم و آذر يزدي را به خاطره ها سپرده ايم ، ولي اينجا، درست وسط روياهاي شيرين كودكي مان باباي قصه هاي "قند وعسل" تا ابد جاودانه است!

+ نوشته شده در  یازدهم آذر 1386ساعت   توسط پندار |