تبليغاتX
پندار
برگها در انتهای زوال می افتند و میوه ها در نهایت کمال،بنگر که چگونه می افتی!!

 

به ميمنت باز شدن دوباره درهاي سازمان جهاد كشاورزي استان يزد به روي خبرنگاران رسانه هاي استان و شكستن سكوت سنگين و همه جانبه – و شايد مصلحتي!!- مسئولين اين سازمان در راستاي عملكردهاي نگفته و فاش نشده آنها در چند سال اخير، و البته به تلافي سوالات انتقادي و زبان گوياي خبرنگاران در مقابل مشاور وزير كشاورزي عنايت خاصي شامل حال آنها شد!!!!!

و اما!!

اين اقدام نوآورانه و جالب انگيزناكانه!! جهاد كشاورزي يزد در كنار عدم حضور رييس اين سازمان در اين نشست مطبوعاتي و همراهي نكردن مشاور وزير كشاورزي خود باعث حرف و حديث و گمانه زني هاي بسياري شد.نظر شما پيرامون انگيزه هاي پشت پرده اين اقدامات چيه؟

 1- عنايت و توجه بي بديل! سازمان جهاد كشاورزي يزد به خبرنگاران با هدف .... انجام گرفت.

اَلِف) بالابردن سطح نشاط اجتماعي خبرنگاران

بِ) ارائه گزارشي عملي از وضعيت كاري مسئولين! اين سازمان

جيم) به رخ كشيدن كيفيت محصولات استان نسبت به ميوه فروشي سركوچه رييس جمهور اينا!

دال) همرنگ جمعي شدن و از خود دروكردن طرح هاي تازه!

 

2-  آشتي يكباره! جهاد كشاورزي بعد از دو سال با اصحاب رسانه به دليل ..... است.

اَلِف) صله ارحام!

بِ) رودربايسي با مشاور وزيرشون اينا!

جيم) نزديكي به زمان انتخابات و ارائه آمارهاي بي پشتوانه، با پشتوانه، فله اي، كيلويي، لقمه اي...

دال) ساير موارد!

 

3-عدم حضور رييس جهاد كشاورزي در جمع خبرنگاران به دليل ..... بوده است.

اَلِف) سركشي به باغات و مزارع و تلاش در جهت آماده سازي و تامين ميوه شب عيد

بِ) عدم علاقه به اينگونه سوسول بازي ها

جيم)آمارگيري و شمارش مجدد جوجه هاي آخر پائيز

دال) تلاش مضاعف در دقايق پاياني!!!!

 

4- افزايش زمان تاخيرهاي دقيقه اي به ساعتي مسئولين در نشست هاي مطبوعاتي نشانه .... آنها است.

اَلِف) پسرفت روز به روز و ارتقاي كلاس مجازي!

بِ) كمبود زمان به سبب انجام مسئوليت حفاري و كشف مشكلات اجتماعي و اقتصادي

جيم) تخصيص زمان بيشتر به امور خير! در سازمان ها و جلوگيري از انفجار بمب ...!

واو) ساير موارد غير قابل ذكر!

+ نوشته شده در  هفتم اسفند 1387ساعت   توسط پندار | 

بيا اين بار بي مقدمه بخشي از دست نوشته هاي نادر ابراهيمي را با هم زمزمه كنيم:

"اين را پيش از ما بسيار گفته‌اند، باور کن! هرکس که کاري مي‌کند، هر قدر هم کوچک، در معرض خشم ‏کساني‌ست که کاري نمي‌کنند. هر کس که چيزي را مي‌سازد - حتي لانه ‌ي فرو ريخته‌ي يک جفت قمري را- ‏منفور همه‌ي کساني‌ست که اهل ساختن نيستند. و هر کس که چيزي را تغيير مي‌دهد - فقط به قدر جابه جا کردن ‏يک گلدان، که گياه درون آن، ممکن است در سايه بپوسد و بميرد ـ بايد در انتظار سنگباران همه‌ي کساني باشد که ‏عاشق توقف‌اند و ايستايي و سکون.‏

‏... و بيش از اين‌ها، انسان، حتي اگر "حضور" داشته باشد و بر اين حضور مصر باشد؛ ناگزير، تير ‏تنگ‌نظري‌هاي کساني که عدم حضور خود را احساس مي‌کنند، و تربيت، ايشان را اسير رذالت ساخته، به او ‏مي‌خورد."

+ نوشته شده در  سی ام آبان 1387ساعت   توسط پندار | 

 

این روزها اوضاع نابسامان و هردمبیل دانشگاه های شهرستانی به معضل تمام نشدنی می ماند که بیش از هرچیز – باقربانی کردن وقت و سرمایه نسل جوان- به پایه های علمی و تجربی جامعه ضربات جبران ناپذیری می زند.

در حقیقت به دلیل نبود امکانات کافی آموزشی، پژوهشی، کارگاهی و رفاهی و نیز بی میلی و عدم حضور اساتید مجرب و باتجربه در بسیاری از دانشکده های شهرستانی –به ویژه پیام نور- خروجی های آن فاکتورهای لازم برای حضور موثر و کارآ در اجتماع را نداشته و چون در صحنه های عمل زمینه اشتغال و به بارنشاندن دانش های تئوریک را فراهم نمی بینند، ناگزیر دلسرد و منزوی گردیده و عزلت می گزینند و چه بسا در مقابل بسیاری از تنش های اجتماعی آسیب پذیر شوند.

در این میان با توجه به نقش دانشجویان و جوانان به عنوان سازندگان فردای جامعه بایستی ضمن آشنایی آنها با تکنولوژی های کاربردی و پیشرفته، زمینه کشف، رشد و شکوفایی استعدادها و توانمندسازی آنها را ایجاد نمود.

از این رو می توان با به روزرسانی دانش های آکادمیک و عالی و نیز تجهیز و ارتقای کمی و کیفی محیط های آموزشی و کارگاهی همراه با تدوین و انتشار مداوم کتب و جزوات درسی –منوط به علوم روز- و نیز ایجاد انگیزه در اساتید و سنجش عملکرد آنها گامی موثر در راستای ارتقای سطح علمی و خودکفایی کشور برداشت.

بیایید به یاد داشته باشیم که " امروز سنگ زیرین فرداست"

+ نوشته شده در  هشتم آبان 1387ساعت   توسط پندار | 

 

با گذشت تنها چند ماه از آغار به کار مجلس هشتم، برخی از وکلای ملت در اقداماتی نسنجیده ضمن خدشه دار نمودن حیثیت نمایندگی، زمینه ساز تنش در افکار عمومی و در نتیجه بی اعتمادی مردم نسبت به خود شده اند.

 این روزها از پس گیری چند ساعته امضاهای اجاره نشینان بهارستان برای استیضاح وزیر آموزش و پرورش گرفته تا مسکوت گذاشتن قضیه کردان و مدارک تحصیلی اش و حواشی آن، از دریافت آسان و بلاعوض وام یکصد میلیون تومانی برای خرید خودرو و خانه خادمان! ملت گرفته تا وضع ناگهانی و بی مقدمه مالیات بر ارزش افزوده، از مستثنی نمودن خود از قانون نظام هماهنگ پرداخت حقوق گرفته تا ... تنها بخشی از اقدامات نسنجیده نمایندگان در راستای خدمت رسانی به خود! و جامعه است که فقط خدا می داند تا کی، کجا و چگونه ادامه خواهد یافت.  

در این میان با توجه به جایگاه حساس و لغزان نمایندگان، لزوم تدوین منشوری جامع و اصولی راهبردی در راستای کنترل و مقابله عملی تر با رویکردهای سلیقه ای و نامتعارف برخی نمایندگان بیش از پیش احساس می شود.

بی شک وکلای مجلس شورای اسلامی به حکم وظیفه علاوه بر پاسداری از حقوق و ارزش های عامه مردم بایستی با صداقت و راستی گزینی به ترسیم معادلات حساب شده ای بپردازند که به بهبود وضع عمومی جامعه بیانجامد.

و در این راه ضمن ترک رفتارهای سلیقه ای و جناحی، نیازمند ارتباطی تنگاتنگ و دوسویه با اقشار مختلف مردم به ویژه طبقات متوسط و پائین اجتماع –به عنوان اقشار آسیب پذیر- می باشند.

و حقیقت آن است که همواره نمایندگانی که با داعیه هدایت مردم از بالا، از بطن توده های مردم جدا شده و به نوعی جدایی از مردم میل می یابند، با حرکت هایی بی پشتوانه به دام توهم و انتزاع اندیشی گرفتار آمده و ناگزیر مشکلات مردم را در پشت درهای بسته به چاره اندیشی می نشینند.

و البته ناگفته روشن است که این رویکرد علاوه بر بروز هیجانات مقطعی، در دراز مدت آثار تخریبی مهمی در روابط بین ملت و مسئولین برجا خواهد گذاشت و چه بسا در آینده عملکردهای مثبت و سازنده آنها نیز به دیده تردید و انکار نگریسته شود. 

از این رو "برای نماینده شدن و نماینده بودن و نماینده ماندن این مردم ناگزیر بایستی هم درد و هم زبان و هم راه آنها بود، شد و ماند"

+ نوشته شده در  بیست و یکم مهر 1387ساعت   توسط پندار | 

چندي است كه گروهي از احزاب و سياسيون ايران، با برگزاري ضيافت هاي تبليغاتي و رسانه اي براي ايتام ضمن استفاده ابزاري از آنها، به كرامت هاي انساني پشت پا زده و اخلاق نداريشان را به نمايش مي گذارند.

بي شك هدف اين "بزك نمايي ها" هرچه باشد، تفقد و دلجويي از ايتام نبوده و نيست و... و گذشته از پيامدهاي غيراخلاقي آن، بازخوردهاي منفي اجتماعي را نيز در پي خواهد داشت.

در حقيقت مستند اسفناكي كه امروز كليد مي خورد، مانوري نمايشي است كه پشت صحنه اي جز ظاهرسازي و فرهيخته نمايي ندارد.

از اين رو بدليل ضعف نظارتي بر عملكرد و رويكردهاي سليقه اي مؤسسه هاي خيريه لزوم تدوين منشوري جامع و اصولي راهبردي در راستاي مقابله با سوء استفاده هاي ابزاري برخي خيرين از ايتام بيش از پيش احساس مي شود.

در واقع از ديد عموم مردم مؤسسه هايي كه به جاي بسترسازي براي تكريم ايتام، آنها را در جهت پيشبرد اهداف تبليغاتي و سياسي به كار مي گيرند، صلاحيت لازم براي خدمتگزاري را نداشته و نيازمند بازنگري هاي اساسي در اهداف و حوزه هاي عملياتي خود هستند.

و خلاصه آنكه بياييد هميشه به ياد داشته باشيم كه "وقتي بي سرپرستي گردن آويز كودكي است، هرگز از گام هاي لرزانش پله نسازيم" و مهمتر آنكه " نگذاريم بچه ها شك كنند كه خوبي مرده است..."

+ نوشته شده در  بیست و نهم شهریور 1387ساعت   توسط پندار | 

 با نگاهي به تاريخچه انتخابات در ايران، آنچه كه بيش از هرچيز نمود مي يابد و به چشم مي آيد رفتارهاي نابه خردانه مدعياني است كه در لباس مصلحان و ناجيان خلق گرايي و با شعارهاي عامه پسند همواره سعي در مخدوش نمودن افكار عمومي جامعه و برانگيختن روحيه جمعي مردم به سود جناح خود نموده اند.

 بدون شك انتخاب سردمداران هر كشور- با توجه به تاثيرات عميق و ريشه اي در سرنوشت تاريخي آن- نيازمند بررسي همه جانبه و شناخت صحيح كانديداهايي است كه بر پايه عملكرد آنها فصل تازه اي از روابط داخلي و خارجي شكل خواهد گرفت.

 بر اين اساس تندروي و انحراف احزاب از اصول و مباني ارزشي جامعه علاوه بر نفرت و انزجار ملت ايران، از بين رفتن فرصت هاي اصلاح و انديشه ورزي را نيز در پي خواهد داشت.

 و حقيقت آن است كه مردم همواره از بازي هاي سياسي گروه ها و احزاب تماميت خواه كه به دنبال حفظ و توسعه منافع باندي و جناحي –براي رسيدن به قدرت– عوام فريبي مي كنند، روي گردانند.

از اين رو بايستي براي اعتلاي فرهنگ و رفاه ايران و ايراني، با سالم سازي فضاي عمومي جامعه و به دور از جريان سازي هاي سياسي زمينه رشد فكري و اجتماعي مردم را ايجاد نمود. گذشته از آن مي توان با يادآوري اصول اخلاقي به فعالان سياسي و برخورد با احزاب انديشه ستيز و مردم گريز مانع از جوسازي و عوام فريبي آنها شد.

و خلاصه آنكه بياييد "با آگاهي و همبستگي و يكپارچگي به استقبال فرداي سازنده و بالنده برويم"

+ نوشته شده در  دوازدهم شهریور 1387ساعت   توسط پندار | 
 

در حاليكه آمارها نشان از روند تصاعدي و رشد فزاينده آسيب هاي اجتماعي در چند سال اخير مي نمايند، سياست هاي غيرمنطقي برخي مسئولين با تكيه بر قلب واقعيت ها و جلوگيري از تنوير و آگاه سازي افكار عمومي همچنان سعي در مقابله يك سويه با بحران هاي پيش رو را داشته است.

 

بدون شك با گسترش روزافزون اجتماعات انساني دامنه مفهومي آسيب هاي جامعه بسيار گسترده است و نيروهاي امنيتي هر كشور به رغم وجود خدمات انكار نشدني توان رويارويي با تمام نابساماني هاي موجود را نداشته و ندارند.

 

از سوي ديگر واقعيت گريزي و فروبردن آسيب ها در لايه هاي زيرين اجتماع علاوه بر آنكه سبب رشد پنهان ناهنجاري ها مي شود، زمينه ساز گسترش رفتارهاي مخاطره انگيز و شكل گيري مناسبات ناصحيح اجتماعي نيز خواهد بود.

 

در حقيقت مردم به عنوان اصلي ترين ركن پايداري هر جامعه بايستي با دريافت پيش زمينه هاي لازم مانع از بروز و گسترش رفتارهاي ضداجتماعي شده و در راستاي حفظ و استحكام ساختارهاي موزون جامعه گام بردارند.

 

از اين رو می توان با آگاهی بخشی اصولی به آحاد مردم علاوه بر برخورداری مطلوب و مناسب از خدمات حمایتی آنها، به نهادینه سازی چارچوب های اجتماعی نیز پرداخت.

+ نوشته شده در  نوزدهم مرداد 1387ساعت   توسط پندار | 
 

اين روزها بحران مخاطب در سيماي كم فروغ "تابان" معضلي است كه هر لحظه رو به افزايش است و بيم آن مي رود كه با ادامه اين روند معدود مخاطبان خود را نيز از دست داده و به عنوان رسانه اي ضعيف منزوي و طرد گردد.

 

در حقيقت محتوامحوري و عدم توجه به مخاطب و مشخص نبودن هدف برنامه ها در كنار طرح نويسي ناصحيح برنامه سازان و عدم تناسب آن با فرهنگ بومي از جمله عواملي است كه به اين معضل دامن مي زند.

 

در اين ميان دولتي بودن رسانه ها نيز نقش بسيار عمده اي در معادلات بازي مي كند و موجب مي شود تا رسانه با در نظر گرفتن منافع حكومت و براساس سياستهاي آن اقدام به اطلاع رساني و چيدمان بخش هاي خود كرده و با ساخت و نمايش برنامه هاي كليشه اي – در چارچوبي تعريف شده و محدود، با فاكتورهاي از پيش تعيين شده – در راستاي تحقق اهداف حكومتي حركت كند.

 

فعال نبودن واحد تحقيقات و سنجش برنامه اي صدا و سيما نيز موجب ارتباط يك سويه رسانه با مخاطب شده است.

در واقع واحد طرح و برنامه بايستي با مخاطب شناسي صحيح و نگاه كاوشگرانه به لايه هاي دروني اجتماع و عينيت بخشي به فرهنگ بومي در راستاي تعديل و توازن برنامه هاي سيما گام بردارد.

 

گذشته از آن صدا و سيما به عنوان دانشگاهي عمومي وظيفه تآمين خوراك فرهنگي و هنري عموم مردم را بر عهده دارد كه بايستي به رغم داشتن فاكتورهاي لازم، از خط قرمزهاي اجتماعي نيز گذر نكند.

 

از اين رو صدا و سيما علاوه بر نقد و پالايش عملكرد و بازنگري در بسياري از حوزه هاي اجرايي، نيازمند درك نياز عمومي و فرهنگ اجتماعي مخاطباني است كه ديگر به كميت و بي محتوايي اكتفا نمي كنند.

 

*به نام فرهنگ و تمدن به كام...

+ نوشته شده در  یکم مرداد 1387ساعت   توسط پندار | 

 

چندي است كه بسياري از نهادهاي مدعي انديشه هاي ناب فرهنگي، خود دچار نوعي ارتداد و از خود بيگانگي شده اند، تا جائيكه امروز با نوعي خودزني و فرافكني سعي در انكار و رد فرهنگ غني و انديشه هاي اصيل اجتماعي مي نمايند.

 

و بر آن اند تا با عوام فريبي و دزديدن واژگان ملي و ديني، بر مبناي نظريه پردازي هاي فردي، چارچوب هاي ارزشي جامعه را زير ساختارهاي سنگين سياسي محو و در محدوده تعيين شده خود تعريف نمايند.

 

و در اين راستا براي جهت دهي به افكار عمومي از هيچ كوششي فروگذار نكرده و با رخنه در گروه ها و استفاده از امكانات سمعي و بصري افكار پوشالي خود را –با رنگ و لعابي زيبا- ترويج و تزريق مي نمايند.

 

هرچند فرهنگ و ارزش هاي جامعه نيازمند حمايت هاي اصولي آحاد ملت براي انتقال آن به نسل جوان و هماهنگي و همخواني با آن است، ولي تندروي و انحراف از اصول و مباني ارزشي جامعه، علاوه بر فرهنگ سوزي، نفرت و انزجار بيش از پيش ملت ايران را در پي خواهد داشت.

 

و بدون شك فرهنگ هر جامعه داراي ساختاري پيچيده است كه الفباي آن با رفتار و گفتار و منش توده هاي  مردم تعريف مي شود و به تدريج در زيرساخت هاي هنجاري آن ريشه مي دواند و نمود مي يابد.

+ نوشته شده در  دهم تیر 1387ساعت   توسط پندار | 

 

هرازچندگاهي با شروع بحث رقابت هاي انتخاباتي در كشور، جمعي از تندروهاي سياسي با نوعي فرافكني و جنگ رواني، سعي در برهم زدن آرامش رواني مردم و مخدوش نمودن افكار عمومي به نفع جناح خود مي كنند.

 

بدون شك اين اقدامات نسنجيده و شتاب زده علاوه بر بازخوردهاي تند اجتماعي، تبعات سنگيني را نيز براي فرداي جامعه در پي خواهد داشت.

 

در حقیقت براي بقاي فرهنگ و هويت هر كشور بايستي فعالان سياسي آن فارغ از جناح بندي ها و اغراض سياسي و شخصي، به تحكيم پايه هاي اصولي جامعه و تبيين مناسب پارادايم هاي فكري حاكم بر آن بپردازند.

و با رفتاري منطقي و آگاهانه به جاي واكنش به نظرات و انتقادات پيش رو، در راستاي تعديل اختلافات جناحي و سياسي گام بردارند.

 

در اين راستا اما، رسانه هاي ملي هر كشور نيز بايستي با يادآوري رسالت اجتماعي خود مبني بر لزوم آگاهي بخشي اصولي به آحاد ملت، از حاشيه نگاري ها و انعكاس برخوردهاي فردي و بي اخلاقي هاي سياسيِ كه زمينه ساز تنش در افكار عمومي و جريان سازي هاي بي اساس مي شود، دوري كنند، چرا كه در وضع كنوني اخبار بالقوه مي تواند نقش تعيين كننده اي در افزايش امنيت جامعه ايفا نمايد.

 

و خلاصه آنکه بیایید به ياد داشته باشیم كه " با سنگ تراشي و سنگر تراشي! نمي توان به شعار فرداي سازنده و بالنده اميد داشت "

+ نوشته شده در  بیست و پنجم خرداد 1387ساعت   توسط پندار | 

 

اين روزها كه به اندك بهانه اي، بساط رنگينك فروشي –افتخارات من درآوردي!- مسئولين استاني پهن مي شود، بد نيست كه يادي هم از ناكامي هاي بي بديل شان در اجراي پروژه هاي كلان و زير ساختي نماييم كه به دليل عدم درايت هاي كافي، زمينه ساز بسياري از نابساماني هاي اجتماعي شده است.

 

با نگاهي اجمالي بر رويكرد يكساله مديران استاني در ارگان هاي مسئوليتي و پالايش و تطابق برنامه ها با هزينه ها، آنچه كه بيش از هرچيز نمود مي يابد و به چشم مي آيد پيامدهاي نه چندان مطلوب سوء مديريت در پيشبرد اهداف كلان و تعريف شده است كه خود ناشي از اتخاذ تصميمات خلق الساعه و فقدان رويكرد علمي در عملكرد مسئولين استاني است.

 

در اين راستا، اما، نبايستي از اثرات نامطلوب بي تجربگي، خودمحوري و ماجراجويي مديران در ناكامي پروژه هاي اجرايي غافل بود، چرا كه زمينه ساز حركت هاي حساب نشده اي مي شود كه به نابساماني هاي اجتماعي وسعت مي بخشد.

 

بي شك تصويب و اجراي پروژه هاي پيشنهادي، علاوه بر نگاهي نظام مند و سيستماتيك، نيازمند برآورد و برنامه ريزي و تبيين مناسب اولويت هايي است كه بدون آن نمي توان به شعار فرداي سازنده و بالنده اميد داشت.

 

در حقيقت تصميمات مديريتي به جاي تكيه بر تئوري پردازي، بايستي مبتني بر چارچوبي منسجم و كارآمد، برخاسته از اقتضائات اجتماعي باشد، تا علاوه بر پيش بيني چالش هاي پيش رو، در راستاي هموارسازي مشكلات كنوني جامعه گام بردارد.

 

و در حال حاضر حقيقت هرچه باشد، انعكاس بيروني عملكرد مسئولين خبر از حساسيت هاي لازم در اين عرصه را نمي دهد....

+ نوشته شده در  هفتم خرداد 1387ساعت   توسط پندار | 
 

اين روزها كه مي گذرد به دليل نبود سازوكارهاي عملياتي در كشور، نخبگان ايراني، به استعدادهاي هرز رفته اي مي مانند كه براي اثبات توانايي هاي خود، بيش از هرچيز نيازمند حمايت هاي اصولي مسئولين هستند.

 

بي شك تراژدي امروز نخبگان، مستند اسفناكي است كه براي جلوگيري از اكران صدباره! آن، هيچ دورنماي روشني مشاهده نمي شود.

 

و هر از چند گاهي با برگزاري جشنواره هاي كذايي علمي! در كشور زمينه شناخت و ظهور خلاقيت ها و شكوفايي استعدادهاي نهفته در ايران فراهم مي شود و ديگر هيچ!

 

باقي ماندن در سطح افتخارات معنوي! و عدم حمايت هاي مادي! همراه با واكنش هاي عجولانه مسئولين – كه از بارزترين نتايج رقابت هاي رنگارنگ داخلي است - علاوه بر كاشتن بذر بغض و حسرت در باغچه استعداد نخبگان و اعطاي كليد برنده به بيگانگان دست به جيب، تبعات سنگين اجتماعي را نيز براي فرداي جامعه در پي خواهد داشت.

 

متوليان علم پرور! بياييد به ياد داشته باشيم كه براي بي سرپناهي نخبگان ايراني، نيازي به حمايت هاي مشمئزكننده شعاري نيست، و ديگر وقت آن است كه با ايجاد سازوكارهاي عملياتي براي به بار نشستن تراوشات فكري و علمي آنها – كه حاصل سالها هزينه و فكر و خلاقيت است- گام هاي بلندتري برداريم.

 

و يادمان باشد كه" تاريخ فرداي ايران، بازتابي از روايت جاري عملكرد امروز ماست".

+ نوشته شده در  هفدهم اردیبهشت 1387ساعت   توسط پندار | 

 

 

اين روزها كه مي گذرد فضاي حاكم بر فرهنگ رفتاري مردم اين ديار، روايت جاري تنگ نظري و كوچك انديشي است كه بيش از همه روح مي سايد و زخم به تن ذهن مي اندازد.

 

در حقيقت بسياري از نابساماني هاي امروز جامعه، بازتابي است از حاكميت مطلق تمايلات نفساني – همچون خودخواهي و خودبزرگ بيني – بر رفتارهاي انساني، كه چنانچه با نيروي اراده مهار نگردد تبعات سنگيني را براي جوامع بشري در پي خواهد داشت.

 

و بدون شك بهبود وضع موجود علاوه بر احساس ناخشنودي مستلزم بازنگري در بسياري از حوزه هاي فردي و اجتماعي است كه بايستي با آگاهي و حساسيت در راستاي رد تفكرات نادرست حاكم بر جامعه و القاي مفاهيم والاي انساني و اخلاقي در آن گام برداشت.

 

مردم شهر خوبان! بيائيد با دوري جستن از جمود انديشه و اصلاح فرهنگ پنهان حاكم بر ضمير و ذهنمان –به جاي همسويي با جريانات نادرست فرهنگي و ناديده گرفتن شعور و حقوق عمومي- مانع از انحطاط و كجروي اجتماع شويم.

 

و يادمان باشد كه " همت اگر سلسله جنبان شود/ مور تواند كه سليمان شود"

+ نوشته شده در  بیست و ششم فروردین 1387ساعت   توسط پندار | 
 

در گيرودار روزمرگي هاي روزگار، بهانه ها، فرصت هاي نابي هستند براي ايجاد تحولات بنيادي و ريشه اي در بسياري از حوزه هاي فردي و اجتماعي.

 

و آيين نمادين نوروز آغازي است براي تفكري دوباره، فرصتي براي كنكاش در بسياري از حوزه هاي شخصيتي و اصلاح رسومات ارتجاعي و من درآوردي!

 

بي شك اين روزها تقويت سنت هاي صحيح و انكار و رد تفكرات نادرست حاكم بر جامعه علاوه بر آنكه با اصلاح فرهنگ پنهان حاكم بر ضمير و ذهنمان، مانع از انحطاط و كجروي اجتماع مي شود، زمينه رشد و بالندگي آن را نيز فراهم خواهد نمود.

 

و حقيقت آن است كه براي ارتقا سطح آگاهي آحاد ملت و آشنايي آنها با تعاملات اجتماعي – كه از مهمترين نشانه هاي روشنفكري در عصر حاضر است- بيش از هر چيز نيازمند انتخاب مسير صحيح و شناخت الگوهاي ارزشمند فرهنگي هستيم كه بايستي با حساسيت و توجه دقيق به وضع موجود در راستاي انتخاب و معرفي آنها همت گمارد.

 

درهرحال آنچه كه بيش از هرچيز باعث عدم شكوفايي استعدادها و رشد خلاقيت ها و در نتيجه بروز بسياري از نابساماني هاي اجتماعي مي شود، نگه داشتن تفكر در پستوخانه هاي نفساني و تلاش براي رد انديشه هاي اصيل است كه چنانچه با نيروي اراده مهار نگردد، تبعات سنگيني را براي جوامع انساني در پي خواهد داشت.

 

ولي چنانچه اراده مان سست گرديد، يادمان باشد كه " از طلايه داري آستان نفساني، چيزي عايدمان نمي شود" و " تا هميني كه هستيم، هستيم، همين است كه هست"

+ نوشته شده در  دوم فروردین 1387ساعت   توسط پندار | 
 

اين روزها كه زمزمه ي "مهندسي فرهنگي" نُقل محافل فرهنگ شناسان! استان شده است و بسياري بي هيچ پيشينه ذهني و علمي من باب فرهنگ و تمدن يزد افاضات مي كنند، بد نيست كه يادي هم از شاهكارهاي بي بديل شان در حوزه رسانه هاي ملي نمايند.

 

بي شك در عصري كه بسياري از جوامع بشري درگير مشكلات فرهنگي و مسائل مرتبط با آن هستند، بايستي هنر رسانه هاي سمعي و بصري هر كشور آن باشد كه به طور غيرمستقيم و با القا مفاهيم اجتماعي و انساني به مخاطب، در جهت حفظ فرهنگ و ارزش هاي اخلاقي آن جامعه گام بردارد.

 

و حقيقت آن است كه با راه اندازي شبكه هاي استاني در ايران، اين فرصت براي ظهور خلاقيت و شكوفايي استعدادهاي نهفته در خرده شهرهاي كشور فراهم شد و اميدها براي بهبود كيفيت برنامه ها در سايه تغيير نگرش هاي بنيادي و ريشه اي در حوزه رسانه هاي شهرستاني قوت گرفت.

 

در اين راستا، اما، رسانه هاي سمعي و بصري استان يزد آنچنان كه بايد موفق نبوده و نيستند و از ديد عموم همشهريان بسياري از برنامه هاي ارائه شده توسط آنها جذاب و درخور فرهنگ يزد و يزدي ها نيست، چرا كه مسابقات از رونق افتاده و تبليغات مضحك و مجريان "انشاءخوان" !!شايد در عصر هجر و قجر! شگفتي آفرين و شاهكار بودند، ولي امروز ديگر جذابيت هاي لازم را براي مخاطب هوشيار و تيزبين ندارند.

 

و در اين بين روشن نيست كه مسئولين فرهنگي استان با نوشتن و تائيد فيلمنامه هاي بي هدف و لوكيشن هاي تجملاتي و هنرنمايان هزار لهجه- التقاطي و من درآوردي و جالبناك!!- سعي در برآورده سازي كدام انتظار مخاطب را دارند.

 

فرهنگ شناسان يزدي! بيائيد با دوري جستن از جمود انديشه و استقبال از طرح هاي نوين و مطابق با پيشينه درخشان يزد، در راستاي حفظ و انعكاس فرهنگ غني و انديشه هاي اصيل استان گام برداريم.

 

و يادمان باشد كه " رسانه عرصه آزمون و خطا نيست ، هميشه اين بهترين ها هستند كه غربال مي شوند و مي بالند"

+ نوشته شده در  یکم اسفند 1386ساعت   توسط پندار | 

 

چندي است كه گرايش افراطي صاحبان روزي نامه ها به جنبه هاي اقتصادي باعث گرديده است كه خيز رنگين نامه ها براي گرفتن حق التبليغ!! از اين و آن! شتاب بيشتري گيرد.

 

تا جاييكه امروز و در آستانه هشتمين دوره انتخابات مجلس شوراي اسلامي، در حركتي هدفمند – و خارج از چارچوب قانون- اقدام به درج اطلاعات و تبليغات كانديداها در قالب گزارش و خبرنامه! و به نوعي رپرتاژ آگهي كلاسيك! و بزرگنمايي هاي بي پايه و اساس نمايند.

 

بي شك درج متون طولاني و خالي از جذابيت هاي لازم براي مخاطب – جدا از همسويي با جريانات سياسي و جهت گيري هاي حزبي- نه تنها كوچكترين كمكي به هدفهاي كانديداها و اعتلاي فرهنگ اجتماعي و برآورده سازي انتظار مخاطبان نمي كند، بلكه رنجنامه اي براي قلم و اطلاع رساني استان نيز خواهد بود.

 

در حقيقت نبود نظارتي قدرتمند بر عملكرد روزي نامه ها و نيز "شتابزدگي" و " منفعت طلبي" برخي از مسئولين فرهنگي استان، زمينه را براي ورود گسترده رنگين نامه هاي بي محتوا به عرصه اجتماع فراهم نموده است كه امروز به جاي انعكاس فرهنگ غني و انديشه هاي اصيل اجتماعي، با تجاوز به قانون و ناديده گرفتن شعور و آگاهي عمومي، در جستجوي نام و نان اند و كوچكترين توجهي به خواست و نياز مخاطب نمي كنند.

 

قلم بدستان يزدي! بيائيد به حرمت قلم و انديشه، به جاي تومارسازي هاي رنگارنگ و هيجانات موضعي، با حساسيت و آگاهي و توجه دقيق به وضع موجود راهي براي فرار از برزخ فرهنگي استان پيدا كنيم.

 

و يادمان باشد كه " جامعه سالم، مطبوعات سالم و خبرنگار آگاه مي خواهد"

+ نوشته شده در  دهم بهمن 1386ساعت   توسط پندار | 

 

اين روزها كه مي گذرد بدليل نبود نظارتي قدرتمند، رياستي مقتدر و فراستي كارآ در آموزش و پرورش استان يزد، اين سازمان بيشتر به مثابه گوشت قرباني مي ماند تا مهد فرهنگ و دانش براي بشريت!!

 

كه بي شك بخش عظيمي از اين شاهكار بي بديل مديون و مرهون قافله سياه منفعت طلبان بي مسئوليتي است كه بدون شايستگي و داشتن توانايي سازماني، در جستجوي نام و نان اند و سالهاست كه محكم و سفت و سنگين مواضع و سنگرهاي اين سازمان را تصرف و تسخير كرده اند.

 

امروز مدعياني كه با ناديده گرفتن "شعور مردم "شعار"ما بي نظيريم" سر مي دهند و به صدقه سري چهارده سال صدرنشيني دانش آموزان يزدي در كنكور سراسري فخر مي فروشند و همت دانش آموزان- نااميد از نظام آموزشي- و تلاش و دلسوزي خانواده ها- ي اميدوار به تحولات تربيتي- را ناديده مي گيرند، چرا از آمارهاي تاسف انگيز ديگر خبر نمي دهند؟! از اينكه دانش آموزان يزدي در محيط اجتماعي منزوي ترين افراد جامعه اند و از ايجاد ارتباط اجتماعي ناتوان! از بيشترين درصد افسردگي هاي استان كه ريشه در دوران تحصيلي دارد و يا از بيشترين ناكامي هاي دانش آموزان در پذيرش مسئوليت هاي اجتماعي و...

 

شايد چون خوب مي دانند كه تعليم و تربيت را سرسري انگاشتند و پايه هاي پرورشي جامعه را سست پي ريزي كردند، چيزي نگفته و نمي گويند و نخواهند گفت!!

 

مسئولين "شهر خوبان"!! بدانيد كه امروز كوتاهي در مسير آموزشي فرزندانمان هرگز قابل بخشش نيست، همچنانكه سپردن مسئوليت هاي سازماني به افراد كم توان و خالي از انديشه هاي علمي و توان اجرايي پذيرفتني نيست و تعلل امروز شما تبعات گوناگون و ناهنجاري هاي مختلفي را بر جا خواهد گذاشت.

 

و ديگر وقت آن است كه با خروج به هنگام از موج توهم و كنار گذاشتن شعارها و توجه دقيق به وضع موجود، راهي براي فرار از برزخ فرهنگي استان پيدا كنيد.

 

و يادتان باشد كه "فرهنگ در پوشش و گفتار نيست، در كردار و پندار است!!"

+ نوشته شده در  بیست و دوم دی 1386ساعت   توسط پندار | 

 

چندي پيش كه قطار بي فرمان استانداري! به عاصي سپرده شد، براي هزارمين دفعه طوفان تغييرات سليقه اي، جناحي و اتوبوسي! يزد را زيرورو كرد، طوفاني كه هنوز هم تبعاتش پابرجاست.

 

حال اگر بپذيريم كه دكتر عاصي انسان شريف و ارزشمندي بوده است كه علي رغم ميل باطني و آگاهي از عدم توانايي مديريتي و صرفا بر اثر فشار برخي "برادران"! بر صندلي استانداري تكيه زد و اگر باور كنيم كه انتصاب مديران قبلي استان بنا به دلايلي بوده است كه عاصي كمترين نقش را در آن داشت، لاجرم بايد بدانيم كه برخي از اين تغييرات آسيبهاي جدي را به بدنه حوزه هاي استان وارد كرده است كه البته زياد هم مستبعد و دور از ذهن نيست كه در آينده نه چندان دور مجددا چنين طوفاني وزيدن گيرد.

 

امروز اما، در كنار شاهكارهاي رنگارنگ! مسئولين استان، خبر از انتصاب مديران و روساي نظامي! به گوش مي رسد. چنانكه گويا اينبار استاندار جديد در تلاش براي تكرار سريال! ايجاد تغييرات گسترده در سطوح مديريتي با ناديده گرفتن پتانسيل هاي موجود در هر سازمان، با تمام قوا! سعي در انتصاب همكاران سابق و مورد اعتماد خود براي تصرف صندلي هاي.... دارد.

 

انتخاب فرماندار(يزد و طبس و مهريز)، مديركل تربيت بدني، مشاور عالي استانداري، مديركل حوزه استانداري، رئيس شوراي شهر و...از ميان نيروهاي نظامي، تشكيل كميته پدافند غيرعامل در استانداري، تعيين مديران سازماني با اعلام اولويت براي "برادران" حضوريافته در جبهه و...تنها گوشه اي از شاهكارهاي انتصاباتي استاندار جديد است.

 

آقاي استاندار! بيائيد به ياد داشته باشيم كه هر سازمان با توجه به موقعيتي كه در كشور دارد و حجم پرسنل و تعداد مخاطبانش،نياز به سكانداري بزرگ و آشنا به تعاملات اداري و مديريتي دارد كه اميدواريم تغييرات امروز شما منجر به تكرار تجربه نه چندان شيرين چندي پيش نشود و مبادا! مبادا! مبادا! كه اينبار تاريخ تكرار شود!؟
+ نوشته شده در  سی ام آذر 1386ساعت   توسط پندار | 

 

در هنگامه اي كه بسياري از جوانان يزدي بيكار و درگير مشكلات بيكاري و مسائل مرتبط با آن هستند و در عصر قسط و قبض و گراني، به مدد «بي مسئوليتي»،«سودجويي» و «مصلحت انديشي»!! بعضي از مسئولين استان، افاغنه و اتباع بيگانه رشد و پيشرفت زيادي كرده اند و امروز علاوه بر تسخير مشاغل خرد و زير ساختي، به فعاليتهاي كلان و تخصصي و تجاري نيز مي پردازند.

 

بي شك حضور و عملكرد افاغنه در كشور علاوه بر مشكلات و تبعات امنيتي و جمعيتي، ضربات سنگيني را به بدنه فرهنگ و اقتصاد ايران وارد كرده است و خواهد كرد.

 

حال بر چه اصول و قاعده و مبنايي است كه استادكاران افغاني! از پروژه هاي انبوه سازان يزدي گرفته تا بارفروشي در ميدان تره بار!! را در تصرف خود گرفته اند؟!

 

هرچند گويا در ميان بي تفاوتي مسئولين "شهرخوبان"! و به دور از نظارت و كنترلي قدرتمند، برادران افغاني مان! در جستجوي نام و نان اند و ميلي به بازگشت ندارند! ولي آيا ديگر وقت آن نرسيده است كه به اين خواب خرگوشيمان پايان دهيم؟

+ نوشته شده در  هجدهم آذر 1386ساعت   توسط پندار | 

 

هراز چندگاهي با شدت گرفتن و عود كردن بيماري آذريزدي و انتقال و بستري شدن او در بيمارستان، يكدفعه انگار همه به خاطر مي آورند كه او زنده است، كه نفس مي كشد. واين مي شود سوژه داغ روزي نامه ها!! مجلات و وبلاگ ها، اما تا حادثه بعدي انگار دوباره همان آش مي شود و همان كاسه!؟

 

مهدي آذر يزدي براي نسل ما كه با "قصه هاي خوب براي بچه هاي خوب"اش بزرگ شديم، همان باباي خوب قصه گوست كه هرشب ما را با خودش به دنياي قصه و داستان و مثل مي برد و بذر تفكر و انديشه را در ذهن كوچكمان پرورش مي داد.

 

امروز اما، بچه هاي خوب شهر يزد ديگر قصه خوب نمي خوانند!؟ تام وجري و پلنگ صورتي و پسر شجاع مي بينند و در كانون و مهدكودك ها زير نظر مربيان كودك شناس!! تربيت مي شوند و با برنامه هاي آموزشي!! شبكه تابان پرورش مي يابند!

 

آن سوي داستان اما چيز بهتري است !!حالا اگر بيايي و ببيني درهمين شهرخوبمان كه شناسنامه هركوچه و خيابان و بلوارش به نام فلان و فلاني ها سند خورده است،ولي كتابخانه و فرهنگسرا و مدرسه و كتابفروشي و انتشارات و كانون ومجمع و بنيادي نيست كه تابلو آن به نام آذر يزدي باشد! از خود نمي پرسي  كه آخر فرهنگ و هنر و انديشه كجاي آن را گرفته است؟

 

و اين يعني همان فاجعه براي شهري كه استاندارش ملاك انتخاب مديرانش را حضور در جبهه اعلام مي كند؟!و متوليان فرهنگيش مي شوند ديپلمه هاي بسيجي!

 

و اما بعد؛

هرچند امروز قصه هاي خوب را فراموش كرده ايم و آذر يزدي را به خاطره ها سپرده ايم ، ولي اينجا، درست وسط روياهاي شيرين كودكي مان باباي قصه هاي "قند وعسل" تا ابد جاودانه است!

+ نوشته شده در  یازدهم آذر 1386ساعت   توسط پندار |